خرده مالکی
( خرده مالكي را مي توان به تجزيه و كوچكتر شدن املاك و زمينهاي كشاورزي قابل كشت تعريف نمود.)
اگر چه بحث در اين مقوله مستلزم كنكاش و بررسي هاي همه جانبه در حوزه علوم اجتماعي و كشاورزي مي باشد؛ اما بنده وظيفه خود دانستم چند سطري از نظراتم را بنگارم شايد كه كمكي باشد در حل مشكلات.
در ابتدا بهتر است به ريشه هاي اصلي تخريب زمينهاي كشاورزي بپردازيم.
همانگونه كه ميدانيد ايرانيان پس از يافتن زمين مستعد كشاورزي و كشاندن آب به طرف آن ( از طريق انحراف چشمه ها - رودخانه ها و يا حفر قنوات ) متاسفانه سنگ بناي اسكان خود را دقيقا بر روي همان زمينهاي مساعد كشت مي گذاشتند و قسمتي از آن زمين را جهت ساخت و ساز منظور مي كردند و اين كار آنان باعث ميشد كه رفته رفته بر اثر ازدياد جمعيت قسمتي از همين زمين ها به ساخت ها اضافه شود و در نهايت روزي كل زمين هاي باير تبديل به شهر مي گشت و ديگر زميني براي كشاورزي باقي نمي ماند. در صورتي كه ميشد زمينهاي كشاورزي را از بين نبرد و سازه ها را به جاهاي ديگر منتقل كرد. اگر به خوبي دقت كرده باشيد مي بينيد كه اكثر روستا ها و شهر هاي ما در وسط دره ها و مناطق حاصلخيز قرار دارد دقيقا همان جائي كه بهترين محل براي كشاورزي است و بر عكس مناطق مرتفع آن كه براي شهر سازي مناسب است خالي از ساخت و رها شده.
حال به مزايا و معايب خرده مالكي مي پردازيم:
مزايا:
رسيدن سهم به افراد بيشتر . يا به عبارتي مالك شدن تعداد افراد بيشتر. كه هر فرد مي تواند به اين وسيله پشتوانه اي براي آينده خود و خانواده خود داشته باشد.
معايب:
1- تبديل شدن زمينهاي بزرگ به زمينهاي كوچك و پائين آمدن بهره وري
2- تنوع در كشت محصولات زراعي و به دليل خرد شدن زمينهاي بزرگتر و در امتداد آن افزايش جاده هاي بين زمين ها ؛ افزايش بيماري ها و آفتهاي گياهي
3- هرز رفتن آب هاي ارزشمند بين جوي هاي متعدد و زمينهاي تقسيم شده
4- هدر رفتن نيروي انساني به خاطر كار در زمينهاي كوچك و كم بازده
5- قابل استفاده نبودن وسايل مكانيزه در بين مزارع و باغات كوچك
6- رها شدن بعضي از زمينها توسط كساني كه براي آنان توجيه اقتصادي ندارد
7- تبديل شدن زمينهاي مستعد كشاورزي به مناطق مسكوني و كشانده شدن آبها به طرف زمينهاي غير حاصلخيز
8- بدون بازده بودن زمينهاي كوچك و به خصوص باغات كه به جراُت مي توان گفت اكنون در شهر ما باغي با توجيه اقتصادي وجود ندارد و ديگر درآمدزا نيست.
علل بوجود آمدن خرده مالكي
1- میراث: ارثیه رسيدن املاك توسط گذشتگان به فرزندان خود باعث تقسیم اراضی به شکل وسیعی گردیده است
2- مهريه: قرار دادن املاك و آبهاي كشاورزي در مهريه و قباله عروسان توسط خانواده دامادها
3- وقف: بعضي از افراد با وقف به امور خيريه سهي از زمين خود باعث تجزيه زمينها مي شوند كه به خاطر مسائل شرعي هيچ گاه ديگه نميشود راهي براي درست كردن مسئله پيدا كرد.
4- تغيير كاربري: از مزروعي به مسكوني نيز از عوامل شكل گيري خرد شدن زمينهاي بزرگ است.
راههاي جلوگيري از خرده مالكي:
آيا واقعا مي شود جلوي خرد شدن زمينهاي كشاورزي را گرفت و يا آنها را باز يكپارچه تر كرد؟
مسلماﱟ راهكارهاي مختلفي وجود دارد كه اين كار را امكانپذير مي سازد. اگر چه اين امر به همت مسئولين امر نياز دارد و در صورت تدوين قوانين مدون و اصولي مي توان به خوبي از عهده اين كار بر آمد.
از راه كارهاي عملي آن
1- تشكيل تعاوني هاي مستقل محلي و خانوادگي.
2- حصار كشي قطعات زمينهاي بزرگ و مستعد و جلوگيري از دخالت عوامل تجزيه زا كه به آن اشاره شد
3- تعويض زمين بين نزديكان: زمينهاي كوچك را به زمينهاي بزرگتر تبديل كرد و ارزش آن را به آيندگان گوشزد نمود و جلوي تخريب هر چه بيشتر آنرا گرفت.









